پارادايم ,پارادایم ,علمي ,علمی ,مورد ,جامعه ,افراد جديد ,معمولاً پارادايم ,قانون برگشت ,تغيير پارادايم ,پذيرش پارادايم

ريشه كلمه پارادايم (paradigm) از كلمه يوناني «پارادايما» (paradigma) به معني مدل و الگو است، پارادايم مجموعه اي از قواعد، مقررات و پيش فرضهايي است كه مانند يك الگو، بايدها و نبايدها را تعيين مي كند.
پارادايم ها هميشه با ما هستند و ما دنياي بيرون از خود را با وساطت آنها درك و تفسير مي كنيم. آنها به مثابه فيلتـرهايي عمل مي كنند كه داده ها را تصفيه مي كنند. اما نكته قابل توجه اين است كه فقط آن دسته از داده هـــــايي را كه موافق با پارادايم هاي خود مي يابيم، مي پذيريم و بقيه را رد مي كنيم.
درحقيقت آنها مانع پيش بيني صحيح آينده هستند، زيرا ما آينده را با عينك پارادايم هاي قديمي مي بينيم. در چنين شرايطي اگر پارادايم غلط باشد، حتي اقدامات صحيح با موفقيت روبرو نخواهد شد و تلاش بيشتر نتيجه بهتري را به ارمغان نخواهدآورد. از اين رو توانايي مديريت كردن پارادايم ها، مهارت بسيار مهمي به شمار مي آيد و درك وجود پارادايم. اولين قدم در توسعه اين توانايي است.[۱]
در تعریف اصطلاحی آن عده ای بر این باورند که پارادایم را نمی توان تعریف کرد ولی می توان آن را تشخیص داد. به عبارتدیگر می توان گفت پارادیم تعریف ناپذیر است و ما به پارادایم آگاه نیستیم بلکه به آن داناییم مثلاً حسابداری : علمی با پارادایم های گوناگون است یا علوم تربیتی موضوع و پارادایم های گوناگونی را تشریح می کند حال که شناخت پارادایم برای ما به نحوی صریح میسر نیست آیا معرفت ما به آن نوعی معرف ضمنی (knowledge tacit ) نیست ؟ به گمان معرف ما به پارادایم در حوزه حکمت عملی قراردارد ، نوعی فهم بنیادین که نه ضمنی است و نه صریح ، بلکه فرعی است مقدم به هر نوع شناخت . اینکه پارادایم نمی تواند ابزار شناخت قرار گیرد نتیجه و دستاوردی بس مهم به دنبال دارد: اعتبار و حجمیت پارادایم مهم ترین دستاورد آن است . نتیجه مهم دیگر آن افزایش روز افزون دقت پارادایم در حوزه دستاوردهای آن است . و این تا زمانی است که پارادایم دچار بحران های فراگیر نگردیده است. یعنی تا وقتی که هنوز در حوزه علم عادی قرار داریم .

پارادایم، سرمشق و الگوی مسلط و چارچوب فکری و فرهنگی است که مجموعه‌ای از الگوها و نظریه‌ها را برای یک گروه یا یک جامعه شکل داده‌اند. هر گروه یا جامعه، «واقعیات» پیرامون خود را در چارچوب الگوواره‌ای که به آن عادت کرده تحلیل و توصیف می‌کند.
الگوواره‌هایی که از زمان‌های قدیم موجود بوده‌اند از طریق آموزش محیط به افراد، برای فرد به صورت چارچوب‌هایی «بدیهی» در می‌آیند.
واژهٔ پارادایم (Paradigm) نخست در سده پانزدهم و به معنی «الگو و مدل» مورد استفاده قرار گرفت. از سال ۱۹۶۰ کلمه پارادایم به الگوی تفکر در هر رشته علمی گفته می‌شود. (ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد )
لغت‌نامه مریام-وبستر این واژه را چنین تعریف می‌کند: «یک چارچوب فلسفی و نظری از یک رشته یا مکتب علمی در کنار نظریه‌ها، قوانین، کلیات و تجربیات به دست آمده که قاعده‌مند شده‌اند».
اين اصطلاح نخستين مرتبه توسط «توماس كوهنThomas Samuel Kuhn » در كتاب «ساختار انقلاب هاي علمي» به كار رفت و مدل جديدي براي تبيين چگونگي رشد و توسعه علوم ارائه كرد؛ بر اساس ایدهٔ توماس کوهن، پارادایم آن چیزی است که اعضای یک جامعه علمی با هم و هر کدام به تنهایی در آن سهیم هستند. مجموعه‌ای از مفروضات، مفاهیم، ارزش‌ها و تجربیات که روشی را برای مشاهدهٔ واقعیت جامعه‌ای که در آن سهیم هستند (به ویژه در رشته‌های روشنفکرانه) ارائه می‌کند. پارادایم اصطلاح فراگیری است که همهٔ پذیرفته‌های کارگزاران یک رشته علمی را دربر می‌گیرد و چارچوبی را فراهم می‌سازد که دانشمندان برای حل مسائل علمی در آن محدوده استدلال کنند.همچنین کوهن معتقد است پارادایم یک علم تا مدت‌های مدید تغییر نمی‌کند و دانشمندان در چارچوب مفهومی آن سرگرم کار خویش هستند. اما دیر یا زود بحرانی پیش می‌آید که پارادایم را درهم می‌شکند و دگرش علمی به وجود می‌آید که پس از مدتی پارادایم جدیدی به وجود می‌آورد و دوره‌ای جدید از علم آغاز می‌شود.
کوهن تئوری جاری را پارادایم نمی‌نامد، بلکه جهان‌بینی موجود را که آن نظریه در قالب آن شکل گرفته و همه کاربردهایی که از آن حاصل شده‌است را پارادایم می‌نامد.
پارادايم، اصطلاحي است كه در فلسفه علم به كار گرفته مي شود و مقصود از آن، اصولي است كه بر بينش ما نسبت به چيزها و جهان حاكم است. (ادگار مورن، درآمدي بر انديشه پيچيده، ص 16)
علاوه بر اين معناي عام (منشاء اصول و مقررات)، معناي اخص آن «سرمشق» مي باشد. (آلن اف، چالمرز، چيستي علم، ترجمه سعيد زيبا كلام، نشر سمت، 1379، ص 109 پاورقي)
كوهن كه در زمينه تاريخ علم تحقيق مي نمود، متوجه شد كه تبيين هاي سنتي از علم، خواه استقراء گرا و خواه ابطال گرا، با شواهد تاريخي تطبيق نمي كند. از اين رو كوشيد تا درباره علم نظريه اي طرح كند كه با واقعيات تاريخي، آن گونه كه او مي بيند، توافق داشته باشد.ويژگي عمده نظريه وي تأكيدي است كه بر مميزه انقلابي پيشرفت هاي علمي دارد به طوري كه موافق آن، انقلاب متضمن طرد و رد يك ساختار نظري و جايگزيني آن با ساختار ناسازگار ديگري است. ويژگي ديگر اين نظريه تأكيد بر مميزات جامعه شناختي جوامع علمي مي باشد.
تصوير كوهن از شيوه پيشرفت يك علم را مي توان به وسيله نمودار بي پايان زير خلاصه كرد:
پيش علم ---> علم عادي ---> بحران ---> انقلاب ---> علم عادي جديد ---> بحران جديد ---> ...
فعاليت هاي پراكنده و گوناگوني كه قبل از تشكيل و پي ريزي يك علم صورت مي گيرد، نهايتا پس از اينكه به يك پارادايم مورد پذيرش جامعه اي علمي تبديل شد، منظم و هدفدار مي گردد. پارادايم مشتمل است بر مفروضات كلي نظري و قوانين و فنون كاربرد آنها كه اعضاي جامعه علمي خاصي آنها را پذيرفته و به كار مي گيرند. پژوهشگران درون يك پارادايم، خواه مكانيك نيوتني باشد، خواه علم ابصار موجي، شيمي تحليلي باشد يا هر چيز ديگر، به امري مشغولند كه كوهن آن را علم عادي مي نامد.
نهایتاً اینکه شواهد هر ایده توسط افراد الک می‌شود، البته گاهی مواقع زمان منجر به پیروزی یکی از ایده‌ها می‌گردد. کوهن در این مورد جمله‌ای را از ماکس پلانک نقل می‌کند «حقیقت جدید علمی با قانع شدن مخالفان و روشن کردن آنان غلبه نمی‌یابد، بلکه مخالفان سرانجام می‌میرند و نسل جدید نیز با ایده جدید پرورش می‌یابد» این اتفاق انقلاب علمی یا پارادایم شیفت است. (ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد )
مطابق تعريف كوهن، در هر دوره اي از تاريخ علم، يك جريان منسجم و يكپارچه كه از اصول و قوانين علمي نزديك به هم بهره مي برند، حاكم بر فضاي علمي آن دوره است و هرگاه اين جريان منسجم به هر دليلي توانايي خود را در تبيين و پاسخگويي به مسائل جديد و مستحدثه علمي از دست بدهد، پارادايم ديگري كه توانسته است مدل منسجم و كاملي براي تبيين و توجيه نظام مند مسائل علمي ارائه كند، جايگزين آن خواهد شد. براي نمونه فيزيك ارسطو به لحاظ ناتواني از درك و فهم مسائل جديد فيزيكي جاي خود را به فيزيك نيوتني داد. نكته مهم در رويكرد پارادايمي به علوم، خاصيت غير انباشتگي علم است كه نشان مي دهد كه در هر پارادايم صرفا يك سري قضاياي علمي مرتبط با هم هستند كه به صورت يك الگوي تبيين مورد استفاده دانشمندان قرار مي گيرد و در پارادايم بعدي همه چيز دوباره از صفر شروع مي شود و ملاك قدرت و ضعف يك جريان و نظريه علمي صرفا توان توجيه مسائل و پديده هاي علمي است. (تقي آزاد ارمكي، روشنفكري ايران در رويكرد پارادايمي، نشريه ايران، 1/8/81)
اصطلاح پارادايم در حوزه هاي مختلفي از علوم درجهت تحليل واقعيت ها به كار گرفته شده است و حتي عده اي با ارائه تفسير متفاوتي از پارادايم، حضور همزمان چند پارادايم موازي را در يك دوره تاريخي ممكن دانسته اند، به عنوان نمونه در حوزه سياسي، دو پارادايم «برخورد تمدنها» توسط هانتينگتون و «گفت و گوي تمدنها» توسط آقاي خاتمي از دو ديدگاه، متفاوت در صدد تبيين علل پيدايش، رشد و بالندگي و انحطاط تمدنها مي باشند. (رضا اسماعيلي، پارادايم گفت و گوي فرهنگ ها، روزنامه همشهري، 14/6/81)
پارادایم ها براساس این که تمرکزشان روی چیست، به تئوری های خرد و کلان تقسیم می شوند.تئوری های کلان: این تئوری ها به بخش های بزرگ جامعه توجه دارد، مثل مارکسیسم.تئوری های خرد: به روابط بین افراد و آنچه که بین افراد می گذرد، می پردازد. مانند نظریه کنش متقابل.
در تاریخ علوم طبیعی برخی از الگوهای تبیینی(پارادایم) عمده عبارتند از : مکانیک نیوتن، نسبی گرایی انیشتین، نظریه تکاملی داروین و نظریه خورشید مرکزی حرکت فلکی کوپرنیک.
از پارادایم های عمده در علوم اجتماعی می توان از اثبات گرایی اولیه اگوست کنت، داروینیسم اجتماعی، الگوی تبیینی کشمکش، کنش متقابل نمادین، روش شناسی مردمی و ... .
پارادایم های موجود از نظر ریتزر: ریتزر بیان می کند جامعه شناسی علمی چند پارادایمی است.
1-پارادایم واقعیت جتماعی
2-پارادایم تعریف اجتماعی
3-پارادایم رفتار اجتماعی
ریتزر ادعا می کند که ما باید دست به یک تلفیق پارادایمی بزنیم چون هر پارادایمی یک سطح را بررسی می کند.
 چند نكته دیگر در مورد پارادايم:
1 - پارادايم ها متغيرند درحالي كه باثبات جلوه مي كنند.
2 - با تغيير پارادايم ها همه به وضعيت صفر بازخواهندگشت (قانون برگشت به صفر).
3 - معمولاً پارادايم هاي جديد را افراد جديد مي آورند.
4 - پيشتازي در پذيرش پارادايم جديد به شجاعت، اعتماد به نفس و آينده نگري نيازمند است.
جالب است كه بدانيد پارادايم فقط در مورد اصول رفتاري و عقيدتي نيست و در مورد هر بخشي از جوامع انساني وجود دارد. و بيشتر در مورد مسايل مديريتي در صنعت مطرح مي شود. (به دليل اهميت فوق العاده آن)
ودر آخر اینکه درباره خصوصیات پارادايم ها میتوان گفت:
1 - پارادايم ها متغيرند درحالي كه باثبات جلوه مي كنند. (فلج پارادايم)
2 - با تغيير پارادايم ها همه به وضعيت صفر بازخواهند گشت (قانون برگشت به صفر).
3 - معمولاً پارادايم هاي جديد را افراد جديد مي آورند.
4 - پيشتازي در پذيرش پارادايم جديد به شجاعت، اعتماد به نفس و آينده نگري نيازمند است.
امیرعلی پریزاده (amirali parizadeh)
 
 
منبع اصلی مطلب : امیرعلی پریزاده ( Amirali parizadeh)
برچسب ها : پارادايم ,پارادایم ,علمي ,علمی ,مورد ,جامعه ,افراد جديد ,معمولاً پارادايم ,قانون برگشت ,تغيير پارادايم ,پذيرش پارادايم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

ساموزیک : پارادایم به زبان ساده